930) تنهایی ..........
-
تاریخ: 1392/6/26 ساعت: 3:16
تنهایی یعنی:تنهایی یعنیدلت گرفته باشد و هیچ آغوشی نیابی تا اشک های پر از غمت را در آن بچکانی تنهـــــــایی یعنـــیبــغض گلـــویت امـــانت را بــــریده بـــاشـــد و هیــــچ کــــس آرامــــت نــکند تنهایی یعنیچشم های اشکبارت را از همه مخفی کنی و در گــوشـه ای دور از چشــم هـمــه اشـک بـریـزی تنهایی یع...
تنهايي...
-
تاریخ: 1392/6/6 ساعت: 19:42
هرگاه از شدت تنهايي هوس اعتمادي دوباره به سرم ميزند،خنجر خيانتي را که در پشتم فرو رفته درمي آورم ،صيقلي عاشقانه نوازشش کرده،دوباره سرجايش ميگذارم .از قول من به آن لعنتي بگوييد:خيالش تخت،من ديوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم!
سرنوشت سپهر...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:58
من پسری بودم ک بادخترای زیادی رابطه داشتم.اماعاشق هیچکدومش نبودم که بخوام بخاطرش ازبقیه ی دوست دخترام دست بکشم.کلادختربازی شده بودبزرگ ترین تفریحم وازاین کارم خیلی لذت میبردم.نمیدونم دقیقا باچندنفربودم حسابشون ازدستم در رفته بود.نمیخوام ازخودم تعریف کنم مثل یوزارسیف خوشگل نبودم ولی قیافه ی تودل بروی...
بازیابی پسورد در برنامه های مختلف با Password Recovery Bundle...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که نام کاربری و یا کلمه ی عبوری را که تا چند روز پیش با استفاده از آن به اکانت موردنظرتان دسترسی پیدا می کردید ، گم کرده باشید ؟ در چنین مواقعی اگر امکان بازیابی پسورد به وسیله سوال هایامنیتی باشد و آنها را نیز به خاطر داشته باشید می توانید پسورد گم کرده یتان را پ...
من یک مردم...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
من یک نیم مَردم؛با تمام دلواپسی های مردانه، از وقتی که فهمیدم باید مرد باشم؛دیدم ابتدا بایستی یک حوّا داشته باشم؛ یکی که بتواند روی عرض شانه هایم،طول زندگی اش را طی کند، یکی که بتوانم روی نازکانه ی شانه هایش،سر سایم و دمی بیاسایم؛ حوّای من.. نه می دانم کجاست؛نه می دانم کیست،فقط.. هرکجا می تواند باشد...
عمل کردن...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
بعد از قضیه ی هیروشیمای ژاپن، یک خبرنگار از یکی از مقامات ژاپنی پرسید: چرا شما با وجود ضربه ای که از آمریکا خوردید،علیه آنها شعار مرده باد سر نمی دهید و با امریکا ارتباط دارید؟ می دانید چه پاسخ داد؟؟؟ گفت : وجود تلفن پاناسونیک بر روی دفتر ریاست جمهوری آمریکا، یعنی مرگ بر آمریکا...ما نیازی به گفتن ند...
مرد بودن...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
....می خوای بدونی مرد کیه؟؟؟ اونجایی که یه پسر هوای ینفرو خیلی داره ، تو دعواها جاش کتک میخوره ، تو امتحان جوابا رو از رفیقش میگیره تا برسونه به این پسره ، هر گندی که اون پسر بالا آورد گردن بگیره و هزارتا کاره دیگه... ، اما هیچکس نفهمه چرا! میخوای بدونی چرا؟ چون اون پسره عشقه جدیده عشقشه ، دلش نمیاد...
دلگیرم...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
دلگيرم واسه اون پسري كه با 180 تا سرعت توو اتوبان داد ميزد تا خودشو خالي كنه.. . دلگيرم واسه اون دختري كه هر شب سفيدي متكاشو با ريملش سياه ميكرد... دلگيرم واسه اون مو سفيدي كه تو خانه ي سالمندان چشم به راه بچه هايي كه عمرشو... پولشو ... احساسشو ... زندگيشو ... پاشون به باد داد نشست و نشست.... دلگيرم...
تومهمی...
-
تاریخ: 1392/9/10 ساعت: 19:53
با خواهرت شوخی کن...بغلش کن...حامی برادرت باش...محکم بزن به شونشهواشو داشته باش...کاری کن تا مادرت از خنده نتونه حرف بزنهکاری کن پیش دوستاش پز بده و کیفکنه از داشتنت...بابات رو بغل کن...چاییش رو تو بده دستش...بگو برات از تجربه هاش بگه...بشینپای حرفش و درد دلش...دوستت اگه تنهاس...اگه غم داره تو دلش.....
دلمان خوش است...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
دلمان خوش است که مینویسیمو دیگــران می خـواننــدو عــده ای می گـوینــدآه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزندو بعضــی مـی خنــدنـددلمــان خـوش اســتبه لــذت هــای کــوتـاهبه دروغ هــایی که از راســتبـودن قشنــگ تـرندبه اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاندیـا کســی عاشقمــان شــودبا شــاخه گلی دل می ب...
دلتنگم...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد میشود که دنیابا تمام وسعتش برایم تنگ میشود ... دلتنگم ..... دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد ... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید ... دلتنگ خودم ... خودی که مدت هاست گم کرده ام . گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم . حالا یک بار از شه...
دلم بچگي ميخواد...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
ﺩﯾﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻧﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺁﯾـــــــــــﻨﺪﻩ ﺩﻟﻢ . . . ﺑﭽـــــــﮕﯿﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ! ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺷﻨــﯽ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮﯾﯽ ! ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻼﻝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﮐـــﻞ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺷﻪ ! 100 ﺑﺎﺭ ﯾﻪ ﺳﺮﺳﺮﻩ ﯼ 1 ﻣﺘﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻢ ! ﭼﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﺎ 10 ﺗﺎ ﻗﻨﺪ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻭ ﭘﻔﮏ ﻭ ﻟﻮﺍﺷﮑﻮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻡ ! ﺳﺮﭼﯿﺰﺍﯼ ﻣﺴﺨ...
چه زود دير ميشود...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
دل آدم چه گرم میشود گاهی ساده به یک دلخوشی کوچک.. به یک احوالپرسی ساده.... به یک دلداری کوتاه....به یک تکان سر یعنی "تو را میفهمم".... به یک گوش دادن خالی بدون داوری...به یک همراهی شدن کوچک... به یک پرسش"روزگارت چگونه است؟".....به یک شنیدن" من کنارت هستم"...به یک هدیه ی بی مناسبت... به یک غافلگیری،ب...
دست نوشته خودم...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
یادش بخیر اون قدیما خونمون تو کوچه ی اقاقیا/یادش بخیر کرسی چوبیمون اون دیوارای کاهگلیمون/یادش بخیر سماور زغالی وای که چقدر قشنگ بودن گلهای روی قالی/یادش بخیر دار قالی مادرم دستهای پینه بسته ی پدرم/یادش بخیر دیکته های شبونه بابا نون رو اورد به خونه/یادش بخیر بوی کاهگل خیس از بارون تلویزیونسیاه و سفید...
حرفاي يه دختر...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
مــــــن یـــــــــه دختـــــــــــرم .... اگـــــــه خــودمـــــو لوس نکنـــم ... اگــــه باهـــات قهـــر نکنــــــم و ناز نکنـــم ... اگه برات گریـه نکنـم ... اگـه وقتــی چشمـات میچـرخـه از حسـودی دیوونه نشــم ... اگـــه بهــت نگـــم " آقـــــــامون " ...اگـــه از ســــــر و کـــولـــت بالا نــــر...
سلامتي دختراي بامعرفت...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن چون آرایش ندارنو صورتشون بی آرایش زیباست!!! با روسریشون گنبد امام زاده درست نمیکنند دخترایی که وقتی یه پسر پولدار میبینن دلشون نمی لرزه ...چون دلشون دله نه ژله!!! هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن ....چون اینا دخترن نه دلستر !!! عشق براشون مقدس...
منتظر من نباش...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
این خطو این نشان... که دلت به هیچکس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد.. برای شیطنتام ... برای خندیدنم ... برای نگاه کردنم ... برای حرف زدنم .....برای تمامی لحظه هایی که کنارم داشتی... دلت برای اینها تنگ خواهد شد...شک ندارم ...سلام مرابه روزهای خوشت برسان... روی خوش غرورت و لجبازیت و ببوس.. حرفهای دردل ما...
مذكر عزيز...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
مـــذکر عزیــــز : " مـــــــــرد " بـــاش ! زمیــــن به مــــرد بودنـــــت نیــــاز داره ! مــــرد باش ؛ نـــه فقط با جســــمت ! مـــــرد بــــاش با نگــــاهت ، با احســــاست ، . . . ! مردونه حــــــرف بزن ، مـــــــــردونه بخنــــــد ، مردونه گریــــــه کن ، مــــــردونه عشــــــق بورز ، مردونه بب...
روزاي مدرسه بخير...
-
تاریخ: 1392/7/12 ساعت: 22:39
اولین روز دبستان بازگرد کودکی های شاد و خندان بازگرد درس های سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد وچاپلوس با وجود سوز و سرمای شدید ریزعلی پیراهن از تن میدرید تا درون نیمکت جا میشدیم ما پر از تصمیم کبرا میشدیم کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و ت...
798) قایق کاغذی
-
تاریخ: 1392/6/26 ساعت: 3:14
آه سهراب عزیز! دوست دارم بروم اما حیف، قایقمکاغذی استکــــاغــذی بـــی بـــنیاد کـــه دلــــش خـــط خطـــی اســت بــا چنین قــایقــی از ریــشه تهی بـهکجا باید رفت؟ تـــاکجـــا بـایـد رفـــت؟ چــــاره چیـــــست؟ منتظــر مـی مانم منتظر تا روزی که بسازم از نو قایقیرا و بــــهآب انــدازم آن زمــان اســت...